يحيى السهروردي

54

رسالة هياكل النور ( فارسي )

بيشتر اعتراض‌ها وخرده‌گيرىهاى دشتكى بر دوانى درست وبر حق است . با اين حال ، بدزبانى وبىحرمتىهاى دشتكى ، بسا كه خواننده را آزرده وحتّى به طرفدارى از دوانى برمىانگيزد . نكتهء ديگرى كه از مقايسهء اين شرح‌هاى هياكل النّور برمىآيد ، رابطهء پيوسته‌اى است كه ميان جايگاه وپايگاه اجتماعي هر يك از اين دو عالم نامدار سده‌هاى نهم ودهم هجرى با چگونگى پرده‌پوشى وتقيّه كردن‌شان وجود دارد . در واقع ، علّت اصلى قشرىتر بودن دوانى از دشتكى باز مىگردد به اين كه جلال الدّين به عنوان عالمي گنوستيك ، روزى خوار حاكمان سنّى وتركمانان متعصّب سدهء نهم بوده وقشرى نبودن براي أو حكم ارتداد يا لا أقل قطع روزى روزانه را فرجام مىداده ، در حالي كه غياث الدّين به خاندانى تعلّق داشته كه علم وثروت وروحانيّت را در شيراز سده‌هاى نهم ودهم هجرى در خود گردآورده وبه همين دليل هم به فروتنى براي حاكمان سنّى نيازى نداشته‌اند وگنوستيسيسم خود را آشكارتر بيان مىكرده‌اند . هر چند كه وابستگى آنها به املاك‌شان ، مانع مسافرت وتماس با بزرگان ديگر شهرها شده ودر عمل افزودن بر آگاهىهاى اجتماعي وگسترهء علوم توسط آنها را مانع مىشده است « 1 » . 19 - 3 . بدين ترتيب ، اهميّت شرح‌هاى دوانى ودشتكى بر هياكل النّور سهروردى از چشم‌انداز تاريخ حكمت در إيران سده‌هاى ميانه ، از سويى باز مىگردد به تصوير روشنى كه از گوشه‌اى از فعاليّت‌هاى فلسفي در أواخر سدهء نهم هجرى ارايه مىكنند وبه ويژه از نظر جدلى باارزش وقابل ارزيابىاند ،

--> ( 1 ) . همان ، صص 164 - 167 .